تقریع

لغت نامه دهخدا

تقریع. [ ت َ ] ( ع مص ) از جایی برکندن قوم را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). درشتی کردن. ( از اقرب الموارد ). || مضطرب و بی آرام ساختن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). بیقراری. ( غیاث اللغات ). || تر کردن شیرده سر بچه خود را از سر پستان دیگر و ذلک؛ اذا کانت کثیرةاللبن فاذا اضع الفصیل خلفاً قطر اللبن من خلف الاخر فقرع رأسه قرعاً. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).ملامت صعب کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). سرزنش کردن و ملامت نمودن. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بد گفتن و ملامت نمودن. ( غیاث اللغات ): اگر نه جزع و فزع و تشنیع و تقریع بنده بودی... قصد آن کرده بود که ذیل عفاف ملطخ گرداند. ( سندبادنامه ص 77 ). || علاج کردن شتربچه قریع را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || برجهانیدن گشن را بر ماده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || کوفتن و برگشتن از پهلو به پهلو. ( غیاث اللغات ). || بگاز وربریدن موی را. ( از اقرب الموارد ). || نهادن چیزی در قرع و آتش افروختن زیر آن تا آب آن بصورت بخار به انبیق رود و در آنجا فراهم گردد. ( ازبحر الجواهر ). تصعید. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) سرزنش کردن.

فرهنگ عمید

سخت ملامت کردن، سرزنش کردن، سرکوفت دادن.

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) سرزنش کردن ملامت کردن. ۲ - ( اسم ) سرزنش بیغاره. جمع: تقریعات.

ویکی واژه

سرزنش کردن.

جمله سازی با تقریع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفته‌اند: سؤال از کافران آنست که خازنان آتش ایشان را گویند بر سبیل توبیخ و تقریع: «ما لَکُمْ لا تَناصَرُونَ» چیست شما را امروز که معبودان خود را نصرت نمی‌دهید چنانک ایشان را در دنیا نصرت می‌دادید؟ و ها هی تحشر الی النّار آنک ایشان را بدوزخ می‌برند.

💡 فانّ السؤال وقع عن العرض لا عن الجنس و «ما ذا» ان جعلته کلمة واحدة نصب و ان جعلته کلمتین مبتدا و خبر و هو استفهام توبیخ و تقریع.

💡 أَ فَلَمْ تَکُونُوا تَعْقِلُونَ استفهام تقریع علی ترکهم الانتفاع بالعقل. و قیل: أَ فَلَمْ تَکُونُوا تَعْقِلُونَ ما اتاکم من هلاک الامم الخالیة بطاعة ابلیس.

💡 قوله: لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ معنی «منّت» تفضّل است، و منّان متفضّل است. و منت که از خدا بود مدح است، لأنّه تفضّل. و چون از مخلوق بود ذمّ است لأنّه تقریع.

دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز