لغت نامه دهخدا
دموستنس. [ دِ مُس ْ ت ِ ] ( اِخ ) رجوع به دمستنس شود.
دموستنس. [ دِ مُس ْ ت ِ ] ( اِخ ) رجوع به دمستنس شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دموستنس فیلالتس (بخشایش دوست) چشمپزشک رومی قرن اول میلادی بود که در زمان نرون برآمد. وی یکی از بزرگترین چشمپزشکان باستان و برجستهترین نمایندهٴ مکتب هروفیلی اخیر بود که در زیوکسیس در نزدیکی لاذقیهٴ فریگیه تأسیس شد.
💡 اما دموستنس، خطیب و سیاستمدار آتنی به شدت مخالف اقدامات فیلیپ مقدونی و اتحادیه کورنت بود. او به شدت نگران از دست رفتن استقلال دولت_شهر های یونان بود.
💡 خوان دموستنس آروسمنا در ۱۶ دسامبر ۱۹۳۹، در سن ۶۰ سالگی درگذشت.