درون شدن

لغت نامه دهخدا

درون شدن. [ دَ ش ُدَ ] ( مص مرکب ) داخل گردیدن. وارد شدن:
نشاید درون نابسغده شدن
نباید که نتوانش بازآمدن.ابوشکور.به دروازه شهر درون شده، به خانه بازشدند. ( تاریخ بیهقی ).
دیو و فرشته به خاک و آب درون شد
دیو مغیلان شد وفریشته زیتون.ناصرخسرو.سپس دین درون شو ای خرگوش
که به پرواز بر شده ست عقاب.ناصرخسرو.فرود آمد رقیبان را نشان داد
درون شد باغ را سرو روان داد.نظامی.

فرهنگ فارسی

داخل گردیدن وارد شدن

جمله سازی با درون شدن

💡 درون شدن دی‌ان‌ای برون‌زاد به درون یاخته را ترا آلودگی می‌گویند.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز