لغت نامه دهخدا
خوش کار. [ خوَش ْ/ خُش ْ ] ( ص مرکب ) آنکه کار نکو کند. با کار خوش.
خوش کار. [ خوَش ْ/ خُش ْ ] ( ص مرکب ) آنکه کار نکو کند. با کار خوش.
آنکه کار نکو کند با کار خوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ساعات پایانی روز ۱۶ آذر، مأموران در بلوار مرزداران تهران با موتور، خودروی علیرضا خوشکار بیاتی را تعقیب و شیشه خودروی شخصی علیرضا خوشکار بیاتی را شکسته و از فاصله بسیار نزدیک به او شلیک کردند. او با گلوله جنگی و از فاصله نزدیک هدف قرار گرفته و گلوله پس از برخورد با دست، از ناحیه بازو وارد ریه او شده است. شاهدان عینی به خانواده علیرضا خوشکار بیاتی گفتهاند مأمور شلیک کننده به او از پرسنل نیروی انتظامی بوده و لباس فرم به تن داشته است. سپس نیروهای امنیتی او را به جای انتقال به بیمارستان، به کلانتری بردند و سرانجام پس از چند ساعت خونریزی، جسم بیجان او را به بیمارستان منتقل کردند.