کلمهی «خوش منظری» در فارسی به معنای زیبایی در ظاهر، دلپسندی در چشم بیننده و داشتن جلوهای چشمنواز است. این واژه از ترکیب «خوش» به معنی نیک، دلپذیر و مثبت، و «منظره» به معنی چشمانداز یا آنچه دیده میشود، ساخته شده است. بنابراین، «خوش منظری» به حالتی گفته میشود که چیزی یا کسی در نظر بیننده زیبا و آراسته جلوه کند. این واژه هم برای توصیف طبیعت و مناظر بهکار میرود (مانند دشتهای خوشمنظر، باغهای خوشمنظره)، و هم برای وصف چهره یا ظاهر انسان (چهرهای خوشمنظر یا اندامی خوشمنظره). از دید ادبی، «خوش منظری» علاوه بر زیبایی ظاهری، گاه نشانه هماهنگی و اعتدال در اجزا نیز هست؛ یعنی چیزی که چشم را خسته نمیکند و با ذوق و لطافت همراه است. در آثار شاعران فارسیزبان، این واژه معمولاً برای توصیف زیبایی دلانگیز طبیعت یا معشوق به کار رفته است. از نظر معنایی، خوش منظری با واژههایی مانند زیبا، دلپسند، چشمنواز و خوشسیما هممعنی است.
خوش منظری
لغت نامه دهخدا
خوش منظری. [ خوَش ْ / خُش ْ م َظَ ] ( حامص مرکب ) خوب دیداری. خوشنمایی:
نشنیده ام اندر ختن بر صورتی چندین فتن
هرگز نباشد در چمن سروی بدین خوش منظری.سعدی.
فرهنگ فارسی
خوب دایداری خوشنمایی
جمله سازی با خوش منظری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیدهٔ تر دامنم تا می زند نقشی بر آب در نظر دارد خیال عارض خوش منظری
💡 دلبری چیز دیگر داردنه هر خوش منظری چشم وابروئی نکو دارد توان دلبر شود
💡 آفتاب از منظر افتد در رواق چون تو را بیند بدین خوش منظری
💡 گل گرو از روی لیلی برده از خوش منظری سبزه چون مژگان مجنون می نماید از تری
💡 شهرهٔ شهر شدم از نظر همت شاه تو به خوش منظری و بنده صاحب نظری