خوش شنو

لغت نامه دهخدا

خوش شنو. [ خوَش ْ / خُش ْ ش ِ ن َ /نُو ] ( نف مرکب ) آنکه هرچه گویند فراشنود. اُذُن.

فرهنگ فارسی

آنکه هر گویند فرا شنود اذن

جمله سازی با خوش شنو

💡 چشمهای آسمان خوش شنو گوش های گشته بر پیغام تو

💡 ز دست قاصد اگر زو نه بوی خوش شنوی مخواه مستان مگشا مخوان نگاه مکن

💡 مر ترا می‌گوید آن خر خوش شنو گر نه‌ای خر هم‌چنین تنها مرو

💡 تا نزاید بُخت تو فرزند نو خون نگردد شیر شیرین خوش شنو