خوارزمشه

لغت نامه دهخدا

خوارزمشه.[ خوا / خا رَ ش َه ْ ] ( اِخ ) خوارزمشاه:
خوارزمشه هزار چو محمود زاولیست
خاقانی از طریق سخن صد چو عنصریست.خاقانی.

جمله سازی با خوارزمشه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ایام ازو خیره و گردون عاجز خوارزمشه عالم و عادل اتسز

💡 خداوند خوارزمشه، آنکه اوست ز چنگ حوادث جهان را امان

💡 ز اولاد خوارزمشه صحن گیتی نخواهد تهی گشت تار و زمحشر

💡 خوارزمشه اتسز، آنکه گردون از هیبت او در اضطرابیست

💡 خوارزمشه، آنکه از قبولش هم منصب و هم نصاب داری

💡 خوارزمشه، که هست زمانه غلام او دور سپهر و سیر ستاره بکام او

ادریان یعنی چه؟
ادریان یعنی چه؟
برخط یعنی چه؟
برخط یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز