واژه «خاکنهاد» در زبان فارسی به صورت یک ترکیب وصفی به کار میرود و در معنای کنایی به انسان فروتن، متواضع و خلیق اشاره دارد که از تکبر و خودبزرگبینی دور است و رفتاری نرم، آرام و متین دارد. این واژه از آن جهت به «خاک» نسبت داده شده است که خاک نماد فروتنی، پایینبودن و بیادعایی در برابر دیگر عناصر طبیعت است و همین ویژگی به صورت استعاری به انسان نسبت داده میشود. وقتی گفته میشود فردی خاکنهاد است، منظور آن است که او اهل تواضع بوده و در برخورد با دیگران خود را برتر نمیبیند و با آرامش و ادب رفتار میکند. در متون ادبی فارسی، این واژه اغلب برای ستایش شخصیتهای فروتن و بزرگمنش به کار رفته و در مقابل انسانهای مغرور و متکبر قرار میگیرد. خاکنهاد بودن نه تنها به رفتار بیرونی بلکه به حالت درونی انسان نیز اشاره دارد که نشاندهنده آرامش روح، دوری از خودخواهی و پذیرش دیگران است. این واژه در اشعار و متون کلاسیک فارسی به عنوان صفتی مثبت و اخلاقی برای بیان کمال انسانی استفاده شده است. گاهی نیز از آن برای توصیف حالتی عرفانی بهره گرفته میشود که در آن انسان به نهایت فروتنی در برابر حقیقت یا خداوند میرسد. خاکنهاد بودن در ادبیات فارسی با تصویرهایی مانند کوزه ساده یا خاک خاموش مقایسه میشود تا مفهوم سادگی و بیآلایشی بهتر منتقل شود. بنابراین، این کلمه به انسانی گفته میشود که دارای روحیهای فروتن، آرام و بیتکبر است و در رفتار و گفتار خود تواضع و ادب را رعایت میکند.
خاک نهاد
لغت نامه دهخدا
خاک نهاد. [ ن ِ / ن َ ]( ص مرکب ) کنایه از آدمی خلیق و متواضع:
هر خاک نهادی که خموش است در این بزم
چون کوزه سربسته پر از باده ناب است.صائب ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
کنایه از آدمی خلیق و متواضع
جمله سازی با خاک نهاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر خاک نهادی که خموش است درین بزم چون کوزه لب بسته پر از باده ناب است
💡 بسیار لب چو لعل و زلفین چو مشک در طبل زمین و حقهٔ خاک نهاد
💡 آزاده ای که خاک نهادی است مشربش بر صدر اگر قرار کند، آستانه ای است
💡 امید من به خاک نهادی زیاده شد تا جای داد خم به سر خویش خشت را
💡 جهان بگیر به آن باد پای خاک نهاد که هست با تک او کند و مضطر آتش و آب