لغت نامه دهخدا
خاک خاموش. [ ک ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از زمین بی گیاه و سبزه است. ( آنندراج ).
خاک خاموش. [ ک ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از زمین بی گیاه و سبزه است. ( آنندراج ).
💡 چو من در خاک خاموشی نشستم زدندم چوب، تا کیمخت بستم
💡 خصم سرکش شود از راه تحمل مغلوب خاک خاموش به از آب کند آتش را