خار سم

لغت نامه دهخدا

خارسم. [ س َ ] ( اِ ) شِرِق. ضریع. خروب. خرنوب. فش. ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ فارسی

شرق ضریع

جمله سازی با خار سم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در تافته ریگش بنگر خار سم اینک بشکافته و سوخته آهوی دوان را

💡 نعوذ بالله از آن ره که خار سم شکنش بچشم راکب در میشد از سم مرکوب

شکوه یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز