لغت نامه دهخدا
حسن شناس. [ ح ُ ش ِ ] ( نف مرکب ) زیباشناس. اهل ذوق:
از بتان آن طلب ار حسن شناسی ای دل
کاین کسی گفت که در علم نظر بینا بود.حافظ.
حسن شناس. [ ح ُ ش ِ ] ( نف مرکب ) زیباشناس. اهل ذوق:
از بتان آن طلب ار حسن شناسی ای دل
کاین کسی گفت که در علم نظر بینا بود.حافظ.
زیبا شناس اهل ذوق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از بتان آن طلب ار حسن شناسی ای دل کـاین کسی گفت که در علمِ نظر بینا بود