تلم. [ ت َ ] ( ع مص ) شیار کردن زمین را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
تلم. [ ت ِ ] ( ع اِ ) کودک خطدمیده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || کشاورز. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از ذیل اقرب الموارد ). || زرگر. || دمه دراز زرگران. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). ج، تِلام. ( منتهی الارب ).
تلم. [ ت َ ل َ ] ( ع اِ ) آب کند یا شکاف در زمین بدرازا. ج، اتلام. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
( اسم ) همیشک
آب یا شکاف در زمین بدرازا. جمع: اتلام.
اسم: تلم (پسر) (مازندرانی) (تلفظ: talem) (فارسی: تَلِم) (انگلیسی: talem)
معنی: نام نوعی درخت
تلم، روستایی است از توابع بخش هزارجریب شهرستان نکا در استان مازندران ایران.
این روستا در دهستان استخرپشت قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۳ نفر ( ۹خانوار ) بوده است.
💡 جودت حاجیاف به عقد امینه دلبازی، رقصنده موسیقی قومی معروف، درآمد که حاصل این ازدواج دو فرزند پسر بود. هر دوی فرزندان وی، تلمان حاجیاف و اسماعیل حاجیاف، آهنگساز هستند.
💡 ر ماژور در دورهٔ باروک تنالیته شکوه نامیده میشد، از این روی بسیاری از کنسرتوهای ترومپت در این تنالیته بودند؛ مانند مولتر (شماره ۲)، لئوپلد موتزارت، تلمان (شماره ۲)، و جوزپه تورلی. بسیاری از سوناتهای ترومپت هم در ر ماژور بودند مانند سوناتهای ترومپت کورلی، فرانچسکینی، پورسل، تورلی و غیره.
💡 چون در آن خُم افتد و گوییش قُم از طرب گوید منم خُم لا تلم