بی ریب

لغت نامه دهخدا

بی ریب. [ رَ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + ریب ) بی شک. بی شبهه. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ریب شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) بی شک بدون شبهه.

جمله سازی با بی ریب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیدار خدای، دید بی غیب گفتار ز حق شنید بی ریب

💡 هر که بشناخت خویش را نیکو هم خدا را شناخت بی ریب او

💡 چو خورشیدی که بیرون آید از جیب سحرگاهان ز صبح عشق بی ریب

💡 بنای رتبه بر طولست بی ریب بچشم جهل نتوان دید غیب

💡 بی‌وصیت بی‌اشارت یک به یک حالشان دریافت بی ریبی و شک

💡 کلی آن اگرچه بی ریب است لیک جزوی که حکم بر غیب است

جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز