بهارافشان

لغت نامه دهخدا

بهارافشان. [ ب َ اَ ] ( نف مرکب ) شکوفه پاشان. گل افشان. ( ناظم الاطباء ):
با گریبان بهارافشان چو پیدا شد ز دور
بر تن مجلس نشینان جامه بوی گل گرفت.طالب آملی ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

۱. شکوفه پاشان.
۲. گل افشان.

فرهنگ فارسی

( صفت ) شکوفه پاشان گل افشان.

جمله سازی با بهارافشان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شب که با روی بهارافشان درآمد در بغل بهتر از صد باغ و بستان کرد آغوش مرا

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز