بنیاد سنج

لغت نامه دهخدا

بنیادسنج. [ ب ُ س َ ] ( نف مرکب ) ژرف نگر. نکته سنج.دقیق. ( فرهنگ فارسی معین ). عاقبت اندیش:
چه زیرک شد آن مرد بنیادسنج
که ویرانه راساخت باروی گنج.نظامی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ژرف نگر نکته سنج دقیق.

جمله سازی با بنیاد سنج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه زیرک شد آن مرد بنیاد سنج که ویرانه را ساخت باروی گنج

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز