ابریشمینه
مترادفها
ابریشممانند، نرم، لطیف
متضادها
زبر، ناهموار
لغت نامه دهخدا
ابریشمینه. [ اَ ش َ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، اِ مرکب ) جامه های ابریشمین: سه روز متواتر می غارتیدند، اول روز زرینه و سیمینه و ابریشمینه، دوم روز برنجینه و رویینه و آهنینه، سوم روز افکندنی و حشو بالشها و نهالیها و خم و خمره و در و چوب. ( راحةالصدور راوندی ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به ابریشم جامه های ابریشمین.
جمله سازی با ابریشمینه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز عطر و جوهر و ابریشمینه بسنجیم آنچه باشد از خزینه