اباب

لغت نامه دهخدا

اباب. [ اَ ] ( ع مص ) آمادگی رفتن. ساز سفر. ساختن رفتن را و عزم کردن بر آن. ( تاج المصادر بیهقی ). آمادگی سفر کردن. آمادگی رفتن کردن. آماده سیر شدن. || مشتاق وطن گشتن.
اباب. [ اِ ] ( ع مص، اِ ) اَباب.
اباب. [ اَ ]( ع اِ ) آب و آنچه نوشیده شود. || سراب.
اباب. [ اُ ] ( ع اِ ) عُباب. هین بزرگ. سیل عظیم. || موج دریا.

فرهنگ فارسی

سیل بزرگ موج دریا
( آب آب ) ( اسم ) ۱ - آبی که هر موجود از آن بوجود آید ۲ - ذات خدا هویت حق تعالی. خدا نفس الرحمن. ۳ - رحمت

جمله سازی با اباب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ناموس کردگار ترا مام بیقرین سالار کاینات تر اباب تاجدار

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز