اسپهان

لغت نامه دهخدا

اسپهان.[ اِ پ َ ] ( اِخ ) اصفهان. اسپاهان. سپاهان. اصفاهان.صفاهان. رجوع به اسپاهان و اصفهان شود:
اسپهان نیمه جهان گفتند
نیمی از وصف اسپهان گفتند.؟|| ( اِ ) نام آهنگی از موسیقی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) نام آهنگی است از موسیقی.

دانشنامه عمومی

اسپهان (استان ساسانی). اسپهان یا پردو یا پارتو یا پرتو ( به لاتین: Partaw )، یکی از استان های ساسانیان در مرکز ایران بود که تقریباً با استان اصفهان در ایران امروزی برابر است. پایتخت این استان شهر اسپهان امروزی بود. این استان در سال ۶۴۲ میلادی به دست عرب ها سقوط کرد. اصفهان معرب اسپهان است.
نام های دیگر اصفهان، اسپهان، اسپاهان، سپاهان، اسپادان، صفاهان، پارتو، پرتیکان و پارتیکن ( به معنی مکان یا سرزمین پارتی ) گفته شده است.

جمله سازی با اسپهان

💡 گرچه ۷۵ سال پیش از آن بیمارستان بُغوزخانیان در بخش ارمنی‌نشین اسپهان (جلفا) برپا گردیده بود ولی این بیمارستان نیز در زمان راه‌اندازی‌اش پیشرفته‌ترین بیمارستان شهر اصفهان شناخته می‌شد.

💡 او به آموزش نابینایان بسنده نکرد و پرچم پیشگیری از کوری و درمان آن را در اسپهان برافراشت. او دکتر غلامحسین فروغی دستیار (معاون) دانشکده پزشکی آلمان را که چشم‌پزشک بود به ایران بازگرداند. کم‌کم بنیادی که زادگاهش اسپهان بود جهانی شد و در بیش از سد کشور جهان نزدیک به هزار آموزشگاه و کارگاه کارآفرینی برای روشندلان برپا نمود، گرچه برخی بنیادش را از اسپهان برچیدند.

💡 زان سپس در اسپهان شد خسرو گیتی‌ستان بار دیگر تختگه برد اندر آن شادیستان

💡 دکتر کار که زمینه را برای کار هرچه بیشتر آماده می‌بیند در اندیشهٔ ساخت بیمارستانی دیگر در شمال زاینده‌رود و در میانهٔ شهر اسپهان می‌افتد. آن‌ها بخش مردان و سپس بخش زنان بیمارستان جلفا را به این سوی رودخانه جابجا می‌کنند تا هستهٔ نخستین بیمارستان مُرسلین پی‌ریزی شود. در این همین ایام نیز تامپسون در ۱۹۲۶ با مارگارت ریچل کار، دخترِ کار (بنیانگذار بیمارستان‌های مسیحی اصفهان و شیراز) ازدواج کرد

💡 پس از فتح توسط مسلمانان و چون در نوشتار عربی فصیح حرف «پ» وجود نداشته به مرور زمان واژه اسپهان به صورت «اصفهان» تلفظ گردید.