اونار

لغت نامه دهخدا

اونار. [ اَ ] ( اِ ) آتش. ( ناظم الاطباء ). || بوی خوش. || ( حامص ) غنودگی. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). خواب آلودگی.( ناظم الاطباء ). || آتش زدگی. ( آنندراج ).

جمله سازی با اونار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همچنین اونار دیار عالمانی دینی همچون حجج الاسلام حیدر حیدری، حمید حسینی، حسین نوری، امیرحسین دادگر، علی کریمپور، سید سعید بشیری، شیخ جواد جوادی و بسیاری دیگر می‌باشد

💡 روستای اونار یکی از روستاهای طرح هدف گردشگری استان اردبیل است.

💡 مرزهای این منطقه دربرگیرنده مرزهای امروزی بیهار، نپال، اونار برادش، اوتارکند، هیماچال پرادش، هاریانا، شرق راجستان، و شمال مادیا پرادش است.

💡 روستای اونار بر روی تپه‌ای ساخته شده که در دو سوی آن رودخانه «اونارچای» جاری است و بر اثر آبیاری این رودخانه، باغ‌های سرسبز و مراتع دل‌انگیزی در خود روستا و اطراف آن به وجود آمده‌است. رودخانه اونارچای از دامنه کوه سبلان سرچشمه می‌گیرد و غیر از باغات و مراتع روستای اونار زمین‌های چند روستای اطراف را هم سیراب می‌کند.