لغت نامه دهخدا
امیی. [ اُ م َی ْ یی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به امیة که طایفه ای از قریش باشد. ( ناظم الاطباء ).
امیی. [ اُ م َی ْ یی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به امیة که طایفه ای از قریش باشد. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صد هزاران دفتر اشعار بود پیش حرف امییاش عار بود
💡 نقشی کنی به صورت معشوق هر کسی هر چند امیی تو به معنی منقشی