افسانه کردن

لغت نامه دهخدا

افسانه کردن. [ اَ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شهره کردن. مشهور ساختن:
ما را برندی افسانه کردند
پیران جاهل شیخان گمراه.حافظ.حزین افسانه کرد آخر بهر محفل غم دل را.حزین اصفهانی ( از ارمغان آصفی ). || سخن گفتن از:
نام تو گفتن نیارم لیک مقصودم توئی
گر حدیث بو و یا افسانه گل میکنم.جامی.و رجوع به افسانه شود.

فرهنگ فارسی

شهره کردن مشهور ساختن

جمله سازی با افسانه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 می توان ز افسانه کردن چشم آهو را به خواب چشم عیار ترا تسخیر کردن مشکل است

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز