افسانه فروش
مترادفها
افسانهپرداز، قصهگو
لغت نامه دهخدا
افسانه فروش. [ اَ ن َ / ن ِ ف ُ ] ( نف مرکب ) پخش کننده افسانه. شهرت فروشنده:
همچون جرس افسانه فروش است خروشم
بی تابی دل آه مرا از اثر انداخت.حزین اصفهانی ( از ارمغان آصفی ).و رجوع به افسانه شود.
جمله سازی با افسانه فروش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همچون جرس افسانه فروش است خروشم بیتابی دل آه مرا از اثر انداخت
💡 او در داستانهای خود چنان با مهارت عمل میکرد که مانند یک افسانه فروش قدیمی، همه را مجذوب دنیای پر از جادو و خیال میساخت.
💡 برخی از مبلغان سیاسی در فضای مجازی به عنوان یک افسانه فروش عمل میکنند و با وعدههای توخالی، سعی در فریب افکار عمومی دارند.
💡 داستانهای این نویسنده شبیه به روایتهای یک افسانه فروش است که با کلمات خود، مرز میان واقعیت و رویا را کاملاً از بین میبرد.