لغت نامه دهخدا
افسانه فروش. [ اَ ن َ / ن ِ ف ُ ] ( نف مرکب ) پخش کننده افسانه. شهرت فروشنده:
همچون جرس افسانه فروش است خروشم
بی تابی دل آه مرا از اثر انداخت.حزین اصفهانی ( از ارمغان آصفی ).و رجوع به افسانه شود.
افسانه فروش. [ اَ ن َ / ن ِ ف ُ ] ( نف مرکب ) پخش کننده افسانه. شهرت فروشنده:
همچون جرس افسانه فروش است خروشم
بی تابی دل آه مرا از اثر انداخت.حزین اصفهانی ( از ارمغان آصفی ).و رجوع به افسانه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچون جرس افسانه فروش است خروشم بیتابی دل آه مرا از اثر انداخت