اشکنک

لغت نامه دهخدا

اشکنک. [ اِ ک َ ن َ ] ( اِ ) در تداول عامه بمعنی اشکلک است.
- امثال:
بازی اشکنک داره، سرشکستنک داره.
و رجوع به اشکلک شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) اشکلک

برآمد یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز