لغت نامه دهخدا
استوارداشته. [ اُ ت ُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مؤتمن. رجوع به ترکیب استوار داشتن ذیل استوار شود.
استوارداشته. [ اُ ت ُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مؤتمن. رجوع به ترکیب استوار داشتن ذیل استوار شود.
موئ تمن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این منطقه در دوره سلجوقیان نیز شهری نسبتاً بزرگ بوده و قلعهای استوار داشتهاست.[نیازمند منبع] سمیرم در دوره سلجوقیان نقش مهمی در ارکان مدیریتی این سلسله ایفا کردهاست. چنانچه غیر از کمال الدین علی از وزرای معروف این عصر، وزیران حکومتی دیگری نیز در این دوره از این شهر بودهاند.[نیازمند منبع]
💡 خرابههای شهر قدیمی کجور معروف به خرابه شهر=در دو کیلومترو نیمی شهر کجور امروزی این شهر که در دامن کوه بوده حصاری محکم و استوار داشتهاست.