ارسن

لغت نامه دهخدا

ارسن. [ اَ س َ ] ( اِ ) انجمن. مجلس. محفل. ( جهانگیری ) ( برهان ). مجمع. ( برهان ). مجلس بزم.
ارسن. [ اَ س ُ ] ( ع اِ ) ج ِ رَسن.
ارسن. [ اَ س ِ] ( اِخ ) ارمیاقی ( ارمیناقی ). مؤلف مجمل التواریخ والقصص در عنوان نسق ملک روم و ذکر اخبارشان در طبقه دوم آرد: ملک ارسن ارمیاقی هفده سال بود و دین یعقوبیان داشت. پس مردی بغیبت او قسطنطنیه فراز گرفت. چون بازآمد پادشاهی از وی بازستد و آن متغلب را بگرفت تا در زندان بمرد. ( مجمل التواریخ ص 135 ). و حمزه نام او را زنین الارمیناقی و ابوالفدا زینون آورده. ( مجمل التواریخ ص 135 ح 7 ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - شیر شیردرنده اسد. ۲ - مرد شجاع دلیر. ۳ - نامی از نامهای خاص ترکی است.
مولف مجمع التواریخ و القصص

فرهنگ اسم ها

اسم: آرسن (پسر) (پهلوی، عبری) (تلفظ: ārsen) (فارسی: آرسِن) (انگلیسی: arsen)
معنی: انجمن، مجمع، مرد مبارز، ( پهلوی، ārasan ) انجمن، ( در عبری ) مردِ مبارز

جمله سازی با ارسن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وی در دوران تهیه‌کنندگی و مدیرعاملی شرکت گسترش از فیلمسازان بنامی چون ارسن ولز در آخرین ساخته اش یعنی «آن سوی وزش باد» و استیون اسپیلبرگ در فیلم برخورد نزدیک از نوع سوم از طرف کمپانی سازنده فیلم‌ها پیشنهاد سرمایه‌گذاری داشته‌است.

کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز