قصیری

لغت نامه دهخدا

قصیری. [ ق ُص َ را ] ( ع اِ ) نوعی است از اژدها. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || استخوان پهلو نزدیک تهیگاه یا نزدیک چنبر گردن. ( منتهی الارب ). هما قصیریان. || زیرین استخوان پهلو، یا آخر ضلع و کوتاهترین استخوان پهلو. || جهد و غایت: قصیراک ان تفعل کذا؛ ای جهدک و غایتک. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || بن گردن. ( اقرب الموارد ).
قصیری. [ ق ُ ص َ ] ( ص نسبی ) نسبت است به قصیر و قصیر عطیة. ( الحلل السندسیة ج 2 ص 37 ). رجوع به قصیر و قصیر عطیة شود.
قصیری. [ ق ُ ص َ ]( اِخ ) سعیدبن عیسی بن احمدبن لب رعینی، مکنی به ابوعثمان و معروف به اصغر و قصیری. در قصیر عطیة به سال 381 هَ. ق. متولد شد و به سال 399 برای کسب دانش به قرطبه رفت و در مالقه نیز نزد ابوالحسن زهراوی و علی ابوعثمان نافع به فراگرفتن علوم اشتغال ورزید و به سال 462 وفات کرد. ( الحلل السندسیة ج 2 ص 37 و 38 ).

فرهنگ فارسی

سعید بن عیسی بن احمد بن لب رعینی مکنی به ابو عثمان و معروف به اصغر و قصیری در قصیر عطیه بسال ۳۸۱ ق متولد شد و بسال ۳۹۹ برای کسب دانش بقرطبه رفت و در مالقه نیز نزد ابوالحسن زهراوی و علی ابو عثمان نافع بفرا گرفتن علوم اشتغال ورزید و بسال ۴۶۲ ق وفات کرد.

جمله سازی با قصیری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امّا قصه آیت آنست که مفسّران گفتند آدم در بهشت مونسی هم جنس خویش نداشت مستوحش میشد، خواب بروی افتاد بخفت. رب العالمین از استخوان پهلوی وی از جانب چپ آن یکی زیرترین که قصیری خوانند حوا را بیافرید و آدم از آن هیچ خبر نداشت، و هیچ رنج بوی نرسید که اگر رنج رسیدی بوی مهربان نبودی.

💡 دولتت زان چو همت عالیست که نه... قصیری تو

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز