لغت نامه دهخدا
فوجی. [ فُو ] ( اِخ ) دهی است از بخش حومه شهرستان سبزوار که دارای 29 تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله،پنبه و میوه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
فوجی. [ فُو ] ( اِخ ) دهی است از بخش حومه شهرستان سبزوار که دارای 29 تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله،پنبه و میوه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قسمت عمدهٔ داستان در جنگل آئوکیگاهارا در شمال غربی کوه فوجی در ژاپن که به مکانی برای خودکشی معروف است فیلمبرداری شدهاست.
💡 جونکو تابی پس از فتح قله اورست، تا سال ۱۹۹۲ به مرتفعترین قلل بیش از هفتاد کشور، از جمله قله کلیمانجارو و قله دنالی، صعود کرد. وی آخرین صعود خویش را در ژوئیه ۲۰۱۱ به کوه فوجی انجام داد.
💡 کنی پاک از زمین نام و نشان فوجی از انسان که خود نامی شوی یا از نشانی مفتخر گردی!
💡 ای عاشق بیچاره را در کوه و صحرا داده سر فوجی ز خویشانش نگر در کوی و برزن گشته جمع
💡 فدراسیون بینالمللی در ۲۴ مارس ۲۰۰۶ اعلام کرد مسابقات آینده دوباره در پیست فوجی (تحت مالکیت تویوتا) در اویاما، شیزوئوکا برگزار خواهد شد. این خبر باعث آشفتگی عدهای شد؛ زیرا پیست سوزوکا محبوب بسیاری از رانندگان بود.
💡 با اینکه روایت این انیمیشن در کشور فنلاند بود اما حتی در این کشور پخش نشد و برای کودکان فنلاندی ناشناخته ماند. پخش این انیمیشن از ۸ ژانویه ۱۹۸۴ در شبکه فوجی تلویژن آغاز شده و تا ۲۳ دسامبر ۱۹۸۴ ادامه داشتهاست.