نیکو بندگی

لغت نامه دهخدا

نیکوبندگی. [ ب َ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حسن خدمت. ( یادداشت مؤلف ). اخلاص. نیک بندگی. نکوبندگی. رجوع به نیک بندگی شود: چون اتابک محمد شرایط نیکوبندگی به تقدیم رسانیده بود... ( بدایعالازمان ). بیشتر شیخ ابراهیم حاکم شروانات که سلوک جاده نیکوبندگی و جان سپاری با قدم اخلاص... پیشه او بود. ( ظفرنامه از فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

نیک بندگی: (( و بیشتر شیخ ابراهیم حاکم شروانات که سلوک چار. نیکو بندگی و جانسپاری با قدم اخلاص و هوا داری همیشه پیش. دولت و بختیاری او بود. ) )

جمله سازی با نیکو بندگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا توفیق نیکو بندگی ده دلم را زنده دار و زندگی ده

💡 به نیکو بندگی های تو نازم به طوق منتت گردن فرازم

💡 ز نیکو بندگی فارغ نهاد است فروشیمش اگر چه خانه زاد است

کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز