لغت نامه دهخدا
نیک بندگی. [ ب َ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) نیکوبندگی. به شرایط بندگی نیکو عمل کردن. بنده نیک بودن. ( از فرهنگ فارسی معین ). نیز رجوع به نکوبندگی و نیکوبندگی شود: اگر مرا هزار جان باشد فدای یک ساعت رضا و فراغ ملک دارم از حقوق نعمت های او یکی نگزارده باشم و در احکام نیک بندگی خود رامقصر شناسم. ( کلیله و دمنه از فرهنگ فارسی معین ).