ممتثل

لغت نامه دهخدا

ممتثل. [ م ُ ت َ ث ِ ] ( ع ص ) مثل آورنده. داستان زننده. || داستان گوینده. || تصورنماینده و با خود صورت بندنده. || پیروی کننده طریقه کسی را و از آن تجاوزناکننده. ( از منتهی الارب ). پیرو دین و آیین و قانون.( ناظم الاطباء ). || فرمانبرداری کننده. ( ازمنتهی الارب ) ( از آنندراج ). مطیع. فرمانبردار. مطیع فرمان و حکم. || مقلد. ( از ناظم الاطباء ). || قصاص گیرنده از کسی. ( از منتهی الارب ).
ممتثل. [ م ُ ت َ ث َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از امتثال. پیروی شده و اطاعت شده: معلوم شد و فرمان اعلاه اﷲ ممتثل گشت. ( فارسنامه ابن البلخی چ اروپا ص 168 ). رجوع به امتثال شود.

فرهنگ فارسی

نعت مفعولی از امتثال. پیروی شده و اطاعت شده: معلوم شد و فرمان اعلاه الله ممتثل گشت.

جمله سازی با ممتثل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس هر رسولی بطرفی رفتند و با هر قومی بزبان حال ایشان سخن گفتند و بتدریج احکام سلطنت در پیش ایشان نهادند تا خلق خوی فرابندگی پادشاه کردند و ممتثل فرمان شدند و مشتاق جمال پادشاه گشتند.

💡 ز دیوان قضا وقتی مثالی ممتثل گردد که باشد نقش توقیعش رضی ملک عبدالحق

💡 قهرمان وی اگر سوی فلک حکم کند از پی کسب شرف ممتثل فرمانش

💡 مثال ممتثل آمده به بنده ابن یمین که شعر خویش روان کن بسوی این درگاه

💡 حکم تراست ممتثل امر ترا مطیع هم بحر در تلاطم و هم کوه در صدا

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز