ملکاری

لغت نامه دهخدا

ملکاری. [ م ُ ] ( اِخ ) یکی از دهستانهای هفت گانه بخش سردشت شهرستان مهاباد است که در شمال بخش واقع است و از شمال به دهستان منگور مهاباد و از جنوب به دهستان بریاج و از مشرق به دهستان گورک سردشت و بریاجی واز غرب به مرز ایران و عراق محدود است. کوهستانی و جنگلی و هوای آن سردسیر است. محصول عمده اش مواد جنگلی و محصولات دامی و توتون است. شغل اهالی گله داری و جزئی زراعت و جاجیم و جوراب بافی از صنایع دستی آنهاست. این دهستان از 31 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده است و در حدود 3703 تن سکنه دارد. قرای مهم آن احمد بریو، بنی خلف، بیوران بالا، ملاشیخ، زیوه و مرکز دهستان قریه ملاشیخ است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

نام یکی از دهستان های هفتگانه بخش سردشت شهرستان مهاباد. در سمت شمال و باختر بخش واقع است. کوهستانی و جنگلی و هوای آن سردسیر است. محصولات عمده اش مواد جنگلی محصول دامی توتون. از ۳۱ ده بزرگ و کوچک تشکیل شده که جمعا ۳۷٠۳ تن جمعیت دارد.

جمله سازی با ملکاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیوالان، روستایی در دهستان ملکاری غربی بخش زاب شهرستان میرآباد در استان آذربایجان غربی ایران است.

💡 این روستا در دهستان ملکاری قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۳۳۵ نفر (۵۸ خانوار)

💡 سرژان، روستایی در دهستان ملکاری شرقی بخش زاب شهرستان میرآباد در استان آذربایجان غربی ایران است.

💡 زله، روستایی در دهستان ملکاری غربی بخش زاب شهرستان میرآباد در استان آذربایجان غربی ایران است.

💡 زرگتان، روستایی در دهستان ملکاری شرقی بخش زاب شهرستان میرآباد در استان آذربایجان غربی ایران است.

💡 این روستا در دهستان ملکاری قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۶۰۹ نفر (۱۱۷ خانوار)

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
شبیر یعنی چه؟
شبیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز