لغت نامه دهخدا
( مخمرة ) مخمرة. [ م ُ خ َم ْ م َ رَ ] ( ع ص ) سپیدسر از گوسپند و اسب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || زن متکبری که خوشبوی می بوید. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
( مخمرة ) مخمرة. [ م ُ خ َم ْ م َ رَ ] ( ع ص ) سپیدسر از گوسپند و اسب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || زن متکبری که خوشبوی می بوید. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرا به کلک زبان هیچ سهو و نسیان نیست اگرچه این دو مخمره برد به طینت ناس