لغت نامه دهخدا
ولنگاری. [ وِ ل ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و عمل ولنگار. لاابالیگری. سهل انگاری. بی قیدی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
ولنگاری. [ وِ ل ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و عمل ولنگار. لاابالیگری. سهل انگاری. بی قیدی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
نام یکی از کتابهای صادق هدایت است و بارها بچاپ رسیده.
عمل ولنگار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گزارشی در بهمن ۱۳۹۹، میگفت که برخی، دوچرخهسواری بانوان ایرانی را در دیدگان همگان، «نمایش ولنگاری فرهنگی» دانستهاند. همچنین در همین سال، محمدتقی تذروی، یکی از عضوهای شورای اسلامی شهر شیراز، اعلام داشت که: «بنابر فتوای مقام معظم رهبری، دوچرخهسواری بانوان در معرض دید نامحرم حرام است و از همین رو دوچرخهسواری بانوان را تنها در محیط بسته و در مکانی که در معرض دید نامحرم نباشد، مجاز میدانم».
💡 شرح روایت و بیان ماجراها به زبان تصویر و گاه با بهرهگیری از دیالوگها، به زمان مصر باستان برمیگردد. اگرچه داستانهای مصور به شکل کنونی آن نخستین بار در اروپا شکل گرفتند. در سده ۱۸ میلادی، از طریق داستانهای مصور، به شکلی «هجوآمیز» از ولنگاری جنسی و فساد در دودمان بوربون، انتقاد میشد. نخستین کمیکهای آمریکایی در سده بیستم میلادی شکل گرفتند.