لغت نامه دهخدا
فلوی. [ ف َ ل ُوْ وی ] ( ص نسبی ) منسوب به فَلُوّ که نام جد خاندانی است. ( از سمعانی ).
فلوی. [ ف َ ل ُوْ وی ] ( ص نسبی ) منسوب به فَلُوّ که نام جد خاندانی است. ( از سمعانی ).
منسوب به فلو که نام جد خاندانی است.
فلوی ( به فرانسوی: Flévy ) یک کمون در فرانسه است که در Canton of Vigy واقع شده است.
فلوی ۱۱٫۵۸ کیلومترمربع مساحت و ۴۹۴ نفر جمعیت دارد و ۲۰۹ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی به خاطر کارهایش در زمینه معماری اسلامی شناخته شده است و برنده جایزه بینالمللی فارابی است. او فلوی موسسه مطالعات ایرانی بریتانیا است.
💡 کروز پس از فارغالتحصیلی از پرینستن، وارد مدرسه حقوق هاروارد شد و با مگنا کوم لودی (با افتخار بسیار) با مدرک دکترای حقوق (جی دی) در ۱۹۹۵ فارغالتحصیل شد. کروز حین حضور در هاروارد، از ویراستان ابتدایی نشریه نقد حقوق هاروارد و دبیر اجرایی ژورنال حقوق و سیاست عمومی هاروارد، و دبیر مؤسس نقد حقوق لتینوی هاروارد بود. پروفسور الن درشویتس در اشاره به دوران دانشجویی کروز در حقوق هاروارد، گفتهاست «کروز بهطور خارقالعادهای درخشان بود.» کروز هنگام حضور در حقوق هاروارد فلوی جان الین در حقوق و اقتصاد بود.