لغت نامه دهخدا
نکته سنجی. [ ن ُ ت َ / ت ِ س َ ] ( حامص مرکب ) عمل نکته سنج. رجوع به نکته سنج شود:
آنجا که درس و بحث جنون در میان بود
نوبت به نکته سنجی مجنون نمی دهیم.طالب ( از آنندراج ).|| سنجیدگی در سخن و دقت در آن. ( ناظم الاطباء ).
نکته سنجی. [ ن ُ ت َ / ت ِ س َ ] ( حامص مرکب ) عمل نکته سنج. رجوع به نکته سنج شود:
آنجا که درس و بحث جنون در میان بود
نوبت به نکته سنجی مجنون نمی دهیم.طالب ( از آنندراج ).|| سنجیدگی در سخن و دقت در آن. ( ناظم الاطباء ).
درک و بیان نکته های باریک و لطیف.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو خر دعوی نکته سنجی کند ورق زشت، چون روی زنجی کند
💡 خلاق نظم و نثری و مشهور شرق و غرب سحار نکته سنجی و معروف بحر و بر
💡 ظفر کز دم اوست در نکته سنجی که غالب به آوازه عالم گرفته
💡 عارفی کی کرده چون نور علی در معارف نکته سنجی زین نمط
💡 ز فیض نکته سنجی بزم را رشک ارم کردی لب خاموشی جویا غنچهٔ بی بوست پنداری
💡 هر سر موی دلکشت بس که به نکته سنجی است راه سخن نمی فتد، چشم سخن سرای را