لغت نامه دهخدا
نواحل. [ ن َ ح ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ناحلة. رجوع به ناحلةشود. || ج ِ ناحل، به معنی تیغ تنک باریک.( آنندراج ). السیوف النواحل؛ شمشیرهائی که بر اثر کثرت استعمال دم آن ساییده شده است. ( اقرب الموارد ).
نواحل. [ ن َ ح ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ناحلة. رجوع به ناحلةشود. || ج ِ ناحل، به معنی تیغ تنک باریک.( آنندراج ). السیوف النواحل؛ شمشیرهائی که بر اثر کثرت استعمال دم آن ساییده شده است. ( اقرب الموارد ).
جمع ناحله است ٠ یا جمع ناحل به معنی تیغ تنک باریک ٠ السیوف النواحل: شمشیرهائی که بر اثر کثرت استعمال دم آن سابیده شده است ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو ز عالم برتری زان رو که اعیان و وجوه بر درت سایند از طاعت نواحل یا جباه