نق نق
مترادفها
غرغر، ملامت، شکایت
متضادها
سکوت، آرامش
لغت نامه دهخدا
نق نق. [ ن ِ ن ِ ] ( اِ صوت ) حکایت صوت طفلی بهانه جو. نام آواز طفل که چیزی را طلبد آهسته و پیوسته، با آوازی چون گریان. ( یادداشت مؤلف ). نغ نغ.، نقنق. [ ن ِ ن ِ ] ( ع اِ ) شترمرغ گریزان یا سبک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). ظلیم. شترمرغ. ( از اقرب الموارد ). شترمرغ یا شترمرغ نافر و گریزان یا شترمرغ سبک وزن. ( از متن اللغة ). تأنیث آن نقنقة است. ( از منتهی الارب ). ج، نَقانِق.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - بهانه جویی. ۲ - غرغر.
جمله سازی با نق نق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طرز تکلم و اخلاق مردم آنجا بسیار بد و وحشتآمیز است صحبت ایشان بیشتر شبیه جیرجیر سار و در قریهای به نام آردکو کلام ایشان بیشتر به نق نق قورباغه شبیه است.