لغت نامه دهخدا
نق نق کردن. [ ن ِ ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) با آوازی نه بلند و نه کوتاه زاری کردن طفل و درخواستن چیزی را. ( یادداشت مؤلف ). بهانه گیری کردن. زرزر کردن. نحسی کردن. ننگی کردن.
نق نق کردن. [ ن ِ ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) با آوازی نه بلند و نه کوتاه زاری کردن طفل و درخواستن چیزی را. ( یادداشت مؤلف ). بهانه گیری کردن. زرزر کردن. نحسی کردن. ننگی کردن.
( مصدر ) نغ نغ زدن غرغر کردن.