موهه

لغت نامه دهخدا

( موهة ) موهة. [ هََ ] ( ع اِمص، اِ ) آب و رونق روی. ( منتهی الارب، ماده م وهَ ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). مُواهة. گویند: ما احسن موهة وجهه و مواهته؛ أی مأه و رونقه. || تابانی و درخشانی آب روی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مُواهة. ( منتهی الارب ). || حسن. ( ناظم الاطباء ). || خوبی و نیکویی. ( منتهی الارب ). خوبی و نکوئی. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

آب و رونق روی.

جمله سازی با موهه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هانکه در سال ۱۹۹۷ فیلم بازی‌های سرگرم‌کننده (مسخره) را با بازی سوزان لوتار، اولریش موهه و فرانک گیرینگ ساخت. و ده سال بعد در سال ۲۰۰۷ نسخهٔ عین به عین آمریکایی آن را با بازی نائومی واتس، تیم راث و مایکل پیت بازسازی کرد.

💡 در سال ۶۶۷، بوجانگ برکنار شده گوگوریو به عنوان "فرمانده لیائودونگ پادشاهی چوسان " (کره‌ای: 요동주도독 조선왕; هانجا: 遼東州都督朝鮮王) معرفی شد. به محض ورود به لیائودونگ، او با مردم موهه نقشه کشید تا گوگوریو را احیا کنند. خبر نیات او به تانگ رسید و بوجانگ در سال ۶۸۱ به جنوب غربی چین تبعید شد.

💡 چینی‌های تانگ این سرزمین را پیش از پیدایش با نام "موهه" می‌شناختند (کره‌ای‌ها مالگال)؛ احتمالاً پس از فروکش کردن خصومت ها و به رسمیت شناخته شدن بالهه توسط تانگ آنرا با نام "بوهای" شناخته‌اند که می‌تواند نوع دیگری از واژه موهه در ادبیات رسمی چینیِ کهن باشد.