لغت نامه دهخدا
منفت. [ م ُ ف َت ت ] ( ع ص ) ریزه شونده و ریزه ریزه. ( آنندراج ). ریزه ریزه شده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به انفتات شود.
منفت. [ م ُ ف َت ت ] ( ع ص ) ریزه شونده و ریزه ریزه. ( آنندراج ). ریزه ریزه شده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به انفتات شود.
ریزه شونده و ریزه ریزه. ریزه ریزه شده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیز مشخص میشود. در انتها به ازای هر نوع بازیکنان و هر استراتژی انتخاب شده توسّط آنان تابع منفت هر بازیکن