مراغ

لغت نامه دهخدا

مراغ. [ م َ ] ( ع اِ ) غلطیدن گاه ستور. ( منتهی الارب ). مراغة. جایگاه تمرغ دواب. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). جای غلط زدن چارپایان. جای خرغلط زدن.
مراغ. [ م َ ]( اِخ ) دهی است از دهستان چارکی بخش لنگه شهرستان لار، در 90هزارگزی شمال غربی لنگه و جنوب کوه سفید، دردامنه گرمسیری واقع و دارای 350 تن سکنه است. آبش از چاه تأمین می شود. محصولش غلات، خرما، صیفی و شغل مردمش زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان چارکی بخش لنگه شهرستان لار. دارای ۳۵٠ تن سکنه. محصول: غلات خرما و جزئی سبزیجات و صیفی.
غلطیدن گاه ستور

جمله سازی با مراغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون مراغ بسملم گر افکند از کوی خود بیرون طپم در خاک و خون چندان که افتم سوی دیوارش

مافیا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز