لغت نامه دهخدا
گهرریز. [ گ ُ هََ ] ( نف مرکب ) مخفف گوهرریز. رجوع به همین کلمه شود.
گهرریز. [ گ ُ هََ ] ( نف مرکب ) مخفف گوهرریز. رجوع به همین کلمه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که دید آخر چنین لعلی گهرریز که بر لعلی دگر نکند شکر ریز
💡 ای عارض گلگون تو از باده گهرریز شمشیر جفای تو بود بر سر من تیز
💡 چو آن شمع گریان و با سوز و تاب ز چشم گهرریز میریخت آب
💡 دست گهرریز او خاطر ابرار جست صارم خونریز او گردن اشرار زد
💡 ضامن ابر بهار طبع گهرریز من نایب باد خزان دست زرافشان او
💡 هزار گنج گهرریز هر قدم دارند چه شد که راهروان فنا تهیدستند