او که در حال گرفتن گزارش از مردم بود، با دقت به نظرات و تجربیات آنها گوش میداد. او گزارش کنان به دوربین به سمت جمعیت حرکت کرد تا اطلاعات بیشتری جمعآوری کند و از احساسات و خواستههای مردم آگاه شود. این فرآیند به او کمک میکرد تا تصویر واضحتری از وضعیت موجود به دست آورد.

گزارش کنان
لغت نامه دهخدا
گزارش کنان تیز کن مغز را
گزارش ده این نامه نغز را.نظامی.هرآنچ از پدر مایه اندوختی
گزارش کنان در وی آموختی.نظامی.
فرهنگ فارسی
جملاتی از کلمه گزارش کنان
کنان شدیداً با انقلاب اکتبر مخالفت میکرد، چون او احساس مینمود که بلشویکها «برای حل موفقیتآمیزی مشکلات مدیدی که پس از سرنگونی تزار بهمیان آمده بود دارای دانش، تجربه و تحصیلات کافی نبودند». رئیسجمهوری وودرو ویلسون گزارش کنان را در ۱۹۱۸ میلادی مورد مطالعه و ارزش قرار داده و از بلشویکها انتقاد کرد، اما در نهایت این کنان بود که از اداره ویلسون برای کمرویی بیش از حد در مداخله علیه بلشویسم انتقاد کرد.