لغت نامه دهخدا
کسافت.[ ک َ ف َ ] ( از ع، اِمص ) گرفتگی آفتاب و ماه. || تاریکی. || دردی. ( ناظم الاطباء ).
کسافت.[ ک َ ف َ ] ( از ع، اِمص ) گرفتگی آفتاب و ماه. || تاریکی. || دردی. ( ناظم الاطباء ).
گرفتگی آفتاب و ماه یا دردی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو را این بس که حاسد از کسافت تنست و تو ز روی لطف جانی