کرم زدن
مترادفها
پوسیدن، فرسودن
لغت نامه دهخدا
کرم زدن. [ ک ِ زَ دَ ]( مص مرکب ) افتادن کرم در میوه یا درختی و جز آن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به کرم افتادن و کرم زدگی شود.
فرهنگ فارسی
افتادن کرم در میوه یا درختی و جز آن
جمله سازی با کرم زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کسرا نمیرسد چو تو لاف کرم زدن این موهبت ز گنج الهی ترا رسید
💡 او همیشه سعی میکرد با استفاده از شوخیهای بیمزه و کرم زدن به همکاران خود، توجه دیگران را جلب کند، اما این کار باعث بیزاری آنها شد.
💡 نباید در جمعهای دوستانه با هدف مسخره کردن یا کرم زدن به دیگران، از نقاط ضعف آنها استفاده کرد، زیرا این رفتار رفتاری بسیار ناپسند و غیرانسانی است.
💡 برخورد با هرگونه رفتار از سوی فردی که با کرم زدن به دیگران قصد تحقیر آنها را دارد، برای حفظ آرامش محیط بسیار ضروری و لازم است.