کرم زده

مترادف‌ها

پوسیده، خورده شده

متضادها

سالم

لغت نامه دهخدا

کرم زده. [ ک ِ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مُسَوَّس. مُدَوَّ. کرمو. کرم خورده. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

مسوس. کرمو.

جمله سازی با کرم زده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این قلعه در روستای اسلام‌آباد (دشتاب) و مقر حکومتی زهرا خانم فرمانفرا و حاکم دشتاب بوده‌است. زهرا خانم در زمان حکمرانی فردی بسیار سخت گیر بوده و روایت می‌شود با کسانی که از فرمان او سرپیچی می‌کردند، به شدت برخورد می‌کرده و گوش افراد متمرد را با میخ به روی تخته کوبیده و دستور شلاق زدن می‌داده‌است. روایت است وقتی که شخص زهرا خانم می‌میرد بدنش کرم می‌زند شاید دلیل این اتفاق را بتوان در عدم رغبت مردم در جمع کردن جنازه وی جستجو کرد و میت مدت طولانی را روی زمین مانده و بدنش کرم زده باشد.

💡 در اثر رطوبت بسیار بالا و نگهداری نامناسب در انبار، چوب‌های قدیمی موجود در ساختمان قدیمی به شدت کرم زده و ساختار اصلی خود را از دست داده‌اند.

💡 کتاب‌های قدیمی که در محیط‌های مرطوب و بدون محافظ نگهداری شده بودند، اکنون به دلیل اینکه کرم زده‌اند، دیگر قابل مطالعه و استفاده برای پژوهشگران نیستند.

💡 بسیاری از اسکلت‌های چوبی در بناهای تاریخی به دلیل عدم مراقبت مداوم، کرم زده شده و اکنون نیاز به بازسازی اساسی و استفاده از مواد محافظ دارند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران