لغت نامه دهخدا
کرم خوردن. [ ک ِ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) فاسد کردن کرم میوه را و تباه شدن آن. ( یادداشت مؤلف ). || فاسد شدن دندان. سوده شدن دندان. ( یادداشت مؤلف ).
کرم خوردن. [ ک ِ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) فاسد کردن کرم میوه را و تباه شدن آن. ( یادداشت مؤلف ). || فاسد شدن دندان. سوده شدن دندان. ( یادداشت مؤلف ).
فاسد کردن کرم میوه را و تباه شدن آن. یا فاسد شدن دندان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خوردن سرکه پس از بعضی داروها مثل داروی ضد کرم و دفع انجماد خون و شیره معده بسیار خوب و اثر آنها را قویتر و کاملتر میکند.