لغت نامه دهخدا
کاه و جو. [ هَُ ج ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) اصطلاحاً مجموع خوراک اسپان باشد و آن را علوفه و علیق گویند. ( از آنندراج ).
کاه و جو. [ هَُ ج ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) اصطلاحاً مجموع خوراک اسپان باشد و آن را علوفه و علیق گویند. ( از آنندراج ).
اصطلاحا مجموع خوراک اسپان باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بارگی خاص تو را هر پسین کاه و جو از توبره خوشه چین
💡 کاه برگی تن و جو سنگی صبر کاه و جو این قدری خواهم داشت
💡 دانهٔ دل جوجو است و چهره کاه کاه و جو زین دشت سرمائی فرست
💡 می نبیند کاه و جو الا به خواب دایم از جوع البقر در اضطراب
💡 خادم این گفت و میان را بست چست گفت رفتم کاه و جو آرم نخست
💡 گفته بودی که کاه و جو بدهم چون ندادی از آن شدم در تاب