کاه و جو
مترادفها
خوراک دام
لغت نامه دهخدا
کاه و جو. [ هَُ ج ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) اصطلاحاً مجموع خوراک اسپان باشد و آن را علوفه و علیق گویند. ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
اصطلاحا مجموع خوراک اسپان باشد
جمله سازی با کاه و جو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بارگی خاص تو را هر پسین کاه و جو از توبره خوشه چین
💡 کاه برگی تن و جو سنگی صبر کاه و جو این قدری خواهم داشت
💡 دانهٔ دل جوجو است و چهره کاه کاه و جو زین دشت سرمائی فرست
💡 می نبیند کاه و جو الا به خواب دایم از جوع البقر در اضطراب
💡 خادم این گفت و میان را بست چست گفت رفتم کاه و جو آرم نخست
💡 گفته بودی که کاه و جو بدهم چون ندادی از آن شدم در تاب
💡 کشاورزان برای تغذیه دامهای خود در فصل زمستان، معمولاً مقداری کاه و جو را به صورت ذخیره در انبارها برای آنها آماده میکنند.
💡 ترکیب مناسب کاه و جو به همراه پروتئینهای گیاهی، میتواند سلامت و رشد مناسب حیوانات مزرعه را در طول سال تضمین نماید.
💡 برای جلوگیری از کمبود خوراک در فصول سخت سال، مدیریت صحیح انبارداری کاه و جو اهمیت بسیار زیادی برای دامداران پیدا کرده است.