چشم بد
مترادفها
چشمزخم، حسد
لغت نامه دهخدا
چشم بد. [ چ َ / چ ِ م ِ ب َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نظر بد و نگاه بد. ( ناظم الاطباء ). چشمی که اثر بد دارد و چشم زخم میزند. ( فرهنگ نظام ). چشم زخم. عین الکمال:
ندانم چه چشم بد آمد براوی
چرا پژمرید آن چو گلبرک روی.فردوسی.چون کار بآخر رسید چشم بدبدو خورد که محمودیان از حیلت نمی آسودند. ( تاریخ بیهقی ).
چوچشم بد همیشه دورم از تو
چو بدخواه لبت رنجورم از تو.نظامی.ای ملک العرش مرادش بده
وز خطر چشم بدش دار گوش.حافظ. || بلا و آفت. ( ناظم الاطباء ).
- چشم بد از روی تو دور؛ یعنی خدا ترا محافظت کند و از آسیب چشم بد ایمن دارد:
قل هواﷲ احد چشم بد از روی تو دور.
- چشم بد دور؛ یعنی ماشأاﷲ. تبارک اﷲ. بنامیزد. احسن. زه.آفرین: چشم بد دور که نوشیروان دیگر است.( تاریخ بیهقی ).
- چشم بد دور بودن؛ بلا و آفت و نظر بد دور بودن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
نظر بد و نگاه بد. یا بلا و آفت
جمله سازی با چشم بد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به فلک میرسد از روی چو خورشید تو نور قل هو الله احد چشم بد از روی تو دور
💡 از فیلمهای معروف او میتوان به بازی در فیلم پسران هندی، دل همچنان هندوستانی است، اراذل، قاتل، خدا، عروسی پنجابی پاتل، چشم بد دور و دوست اشاره کرد.
💡 رقیب گفت برفتی و توبه بشکستی که دور چشم بد از توبه ی تو توبه پرست
💡 جنگیری در اسلام که در عربی به نام رقیه (به عربی: رقیة) شناخته میشود، آسیبهای جن زدگی، جادوگری یا چشم بد برطرف میکند. امروزه جنگیری بخشی از بخش وسیع تری از طب اسلامی معاصر است که با عنوان پزشکی پیامبر (الطب النبی) شناخته میشود.
💡 غزال چشم تو ای چشم بد زرویت دور به زیر ابرو پرچین غزاله پر چین است