لغت نامه دهخدا
چشم شور داشتن. [ چ َ / چ ِ م ِ ت َ ] ( مص مرکب ) شورچشم بودن. دیده شور داشتن. دارای چشم بد بودن. رجوع به چشم شور شود.
چشم شور داشتن. [ چ َ / چ ِ م ِ ت َ ] ( مص مرکب ) شورچشم بودن. دیده شور داشتن. دارای چشم بد بودن. رجوع به چشم شور شود.
شور چشم بودن ٠ دید. شور داشتن ٠ دارای چشم بد بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آفت باد خزان را می توان معذور داشت در گلستانی که هر بادام، چشم شور داشت
💡 نظر ز روی لطیفش چگونه آب دهم؟ که چشم شور بود شبنم این گلستان را
💡 بی سیاهی نیست ایمن آب خضر از چشم شور گلرخان را از خط و زلف پریشان چاره نیست
💡 ز چشم شور همان در شکنجه می کوشند گر به خون جگر صلح از شراب کنیم
💡 دم آبی به کام دل نصیب کس نمی گردد ازان گردید خضر از چشم شور تشنگان پنهان
💡 می گدازندت به چشم شور چون ماه تمام همچو ماه نو قبول پرتو احسان مکن